برچسب:
نویسنده: هستی شمس
همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است
چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟فرشته ای فقط در قالب یک انسان
فقط ساده می توانم بگویم تولدت مبارک
برچسب:
نویسنده: هستی شمس
برچسب:
نویسنده: هستی شمس
نبودن تو
فقط نبودن تو نیست
نبودن خیلی چیزهاست
برچسب:
نویسنده: هستی شمس
برچسب:
نویسنده: هستی شمس
پای مسیحا که جهان مینوشت
بر سر بازارچه ای میگذشت
گرگ سگی بر گذرر افتاده بود
یوسفش از چه به در افتاده بود
گفت یکی وحشت این در دماق
تیرکی آرد چونفس در چراغ
دور سخن تا که به عیسی رسید
لفط رها کرد و به معنی ر سید
گفت زنقشی که در ایوان اوست
در به سفیدی نه چو دندان است
کاش همه دید عیسوی داشتند
برچسب:
نویسنده: هستی شمس